هنر گفتگو: ابزار ارتباطی زوج ها
- 3:07
- يکشنبه 31 خرداد 1394
- نظرات
هنر گفتگو ابزاري است که در تمرينات درماني ام براي زوج هاخلق کرده ام. اين يک ابزار ساخت يافته است که در آن يک نفر (شخص الف)بايد 20 دقيقه درمورد موضوعي که دوست دارد صحبت کند درحاليکه همسرش(شخص ب) سوالات خاصي از او مي پرسد که بايد به شخص الف کمک کندجوانبي از قضيه را ببيند که تا به حال به آن دقت نکرده بود. وقتي 20دقيقه تمام شد و زوج فرصت اين را يافتند که درمورد تجاربشان با همصحبت کنند، نقش ها عوض مي شود و دوباره شروع مي کنند.
هنر گفتگو تازماني عمل ميکند که دو نفر به قدر کافي آرامباشند که بتوانند درست فکر کنند. اگر يکي از شما عصباني، ناراحت،يا آزرده خاطر باشيد، اين تکنيک فايده اي نخواهد داشت. در آن زمانهابايد از تکنيک هاي ديگر استفاده کنيد. ابزاري که در اين مقاله بهشما معرفي مي کنيم براي زماني خوب است که هر دوي شما آرام شده باشيد وآمادگي صحبت کردن رو در رو را داشته باشيد.
تمرين: تمريني که به شما مي دهيم اين است که به مدت يک ساعت اين تکنيکرا تمرين کنيد، حداقل يکبار بين جلسات. حتماً نقش ها را عوض کنيد تاهر دوي شما فرصت صحبت کردن را داشته باشد.
اين تکنيک درمورد چيست؟
- ياد گرفتن نحوه صحبت کردن با همديگر، طوريکه هر دوي شمااحساس کنيد به شما توجه مي شود و به يک سطح عميقتر از درک برسيد.
- ياد گرفتن نحوه سوال کردن، طوريکه به يک جاي جديد برسيد.
- تجربه کردن فوايد گوش کردن به حرف هاي همديگر و حرف زدنبدون ترس يا عصبانيت.
اين تکنيک چطور عمل مي کند؟
1. نقش انتخاب کنيد. شخص الف موضوعي را که برايش اهميت دارد مطرح ميکند و شخص ب سوالاتي درمورد آن از او مي پرسد.
2. موضوعي را انتخاب کنيد. اولين باري که اين تمرين را انجام مي دهيد،موضوعي را انتخاب کنيد که شخصاً برايتان اهميت داشته باشد—چيزيکه فکرتان را مشغول کرده است—اما نه موضوعي که بين هر دو شما ازحساسيت برخوردار باشد.
مثال: من دوست دارم درمورد مشکل پرخوري صحبت کنم. هر روز ميگويم که اقدامي در اين مورد مي کنم اما واقعاً هيچ کاريصورت نمي دهم.
موضوعات دشوارتر را براي تمرين هاي دوم و سوم بگذاريد که هر دويشما به خوبي با نحوه تمرين آن آشنا شده باشيد.
3. گفتگو کنيد. گفتگوي شما بايد متفاوت با هميشهو براساس اصولي باشد که در زير به آنها اشاره مي کنيم. نمونه هايي ازسوالاتي که شخص ب مي تواند از شخص الف بپرسد را در انتهاي مقالهآورده ايم.
4. اطلاعات کسب کنيد. وقتي حرفهاي شخص الف تمام شد، يا آن 20 دقيقهتعيين شده به اتمام رسيد، دور اول تمام مي شود و آنوقت بايد درموردچند و چون پروسه با هم صحبت کنيد.
الف) هر کدام از نقش ها چه حسي داشتند و چه سختي ها و آسانيهايي داشتند؟
ب) از کدام حرف همسرتان خوشتان آمد و از کدام حرفش بدنتان آمد؟
ج) درمورد 1)خودتان، 2)همسرتان، چه چيزي يادگرفتيد؟
5. يادتان باشد: هر دوي شما داريد کار جديدي انجام مي دهيد به همينخاطر براي هر دوي شما لازم است که درمورد روند کار باهم حرفبزنيد.
6. نقش ها را عوض کنيد و تمرين را دوباره از نو شروع کنيد.
7. هر چه که ياد گرفتيد را يادداشت کنيد. هر بار که اينتمرين را انجام مي دهيد، هر چيزي که ياد مي گيريد رايادداشت کنيد. شايد اين تمرين در ظاهر مثل يک گفتگوي عاديبه نظر برسد اما آنچه باعث تفاوت اين گفتگو با مکالماتعادي مي شود نقش هاي شما دو نفر است.
قوانين شخص الف
به سوالات صادقانه و با آزادي تمام پاسخ دهيد.
آرام باشيد، حتي اگر بعضي از سوالات همسرتان ساختگي، تحريککننده يا بي ربط باشد. يک راه آن اين است که به هر سوال مثل يک کليدگنج نگاه کنيد. وقتي با اين رويکرد به سوالات نگاه ميکنيد—به جاي اينکه بپرسيد "واسه چي ميخواي بدوني؟"—حالتدفاعي از بين مي رود و جستجوي شما براي پاسخ به يک مرحله جديد ميرسد.
محدوده تعيين کنيد. اگر همسرتان از نقش خود فراتر مي رود و شروعبه نصيحت کردن و توصيه کردن و قضاوت کردن مي کند، وظيفه شما اين استکه با گفتن چيزي مثل "اين حرفت شکل قضاوت داشت. مي توني يهجور ديگه ازم بپرسي؟" يا "ميتونيم به آن سوالدرمورد...برگرديم؟ فکر ميکنم داشتم به يه جايي مي رسيدم." اينمسئله در مورد سوالاتي که آمادگي پاسخ دادن به آنها رانداريد هم صدق مي کند.
فيدبک مثبت بدهيد. خيلي خوب است که وقتي از چيزي خوشتان مي آيدبه همديگر بگوييد آنوقت طرفتان تمايل بيشتري به انجام آنکارها پيدا مي کند.
اگر نياز به استراحت داشتيد حتماً بگوييد. اگر فکر ميکنيد که خسته شده ايد يا ديگر حال و حوصله ادامه دادن نداريد،خجالت نکشيد و حتماً با همسرتان درميان بگذاريد. اگر بهخاطر آرام شدن اين استراحت را درخواست کرده ايد ديگر وظيفهخودتان است که در آن مدت خودتان را آرام کنيد. براي اين منظور ميتوانيد کمي پياده روي کنيد، مجله بخوانيد، يا به موسيقي گوشدهيد. باز هم وظيفه خودتان است که تمرين را دوباره استارت بزنيد.
قوانين شخص ب
بدون اينکه قصد بازخواست کردن داشته باشيد از همسرتان سوال کنيد. ازپرسيدن سوالهايي که جواب آن در خودش است خودداري کنيد.اينگونه سوالها فقط مکالمه را خراب مي کنند. سوالهاي شما بايدطوري باشد که ميل به دانستن در آنها موج بزند. اين باعث مي شودهمسرتان با ميل بيشتري به سوالات پاسخ دهد.
به پاسخ هاي همسرتان به خوبي گوش دهيد. اين باعث مي شودسوالهايي که مي پرسيد زيرکانه تر، جالب تر و آگاهانه ترشود—سوالاتي که نشان مي دهد به خوبي با روحيات همسرتان آشناهستيد.
مثال: من گيج شده ام. مي گويي زمان بيشتري براي نقاشي کردنميخواهيد اما به نظر مي رسد که هروقت من اين پيشنهاد را مي دهمتو هميشه دليلي براي انجام ندادن آن داري. نمي دانم فکر ميکني خودت بااين مسئله مشکل داري يااينکه فکر مي کني من ممکن است با آن مشکل داشتهباشم؟
مسئله اينجا اين نيست که حق با شما باشد. مسئله اين است که موضوعي رامطرح کرده باشيد که نشان دهد توجه ميکنيد.
آينه همسرتان باشيد. درمورد چيزهايي که به نظرتان رسيده و متوجهشده ايد، نظر بدهيد. حرف هاي همسرتان را به زباني ديگربازگو کنيد. مسئله مهم اين است که مسير سوالات شما را نيازهمسرتان بايد مشخص کند نه ميل خودتان.
تصحيح کردن هاي همسرتان را موقرانه قبول کنيد. اگر همسرتانتصحيحتان مي کند يا مسير فکرتان را تغيير مي دهد بگوييد، "ازصحبتهاي خوبت ممنون." شايد قبول کردن اين تصحيح کردن ها سخت باشد امااگر مي خواهيد همسر بهتري باشيد، بايد ياد بگيريد کهچطور آنها را بپذيريد.
قوانيني براي هر دو طرف
خود را براي يادگيري آماده کنيد. مهم نيست که نقشتان درگفتگو چه باشد، هر دو شما بايد با ميل و رغبت اينتمرين را شروع کنيد: اشتباه کنيد، چيزي جديد ياد بگيريد،فيدبک بدهيد و بگيريد، و مسئوليت حرفها و اعمال خودتان را همبپذيريد.
حق داشتن يا حق نداشتن را فراموش کنيد. اگر مي خواهيد اين تکنيکعمل کند هر دوي شما بايد فقط به اصلاح رابطه تان فکر کنيد. يک نفر ميگفت: اگر مي خواهي هميشه حق با تو باشد، بهتر است تنهازندگي کني.
بهترين را در نظر بگيريد. اکثر افراد اصالتاً خوب هستند. پسوقتي آدم هاي خوب اعمال بدي انجام مي دهند، معمولاً به اين معني استکه اتفاق بدي درونشان مي افتد. اينکه بهترين را در نظر بگيريد بهاين معني نيست که اجازه بدهيد طرفتان از شما سوء استفاده کند. معني آناين است که سعي کنيد بفهميد چه مسئله اي مي تواند باعث شود کههمسرتان که دوستش داريد به اين طريق بد رفتار کند. اول بايد درک کنيدبعداً توقع داشته باشيد که درکتان کنند.
به احساساتتان خوب توجه کنيد. اگر درمورد احساستان مطمئن نيستيد،دنبال راهنماهايي در بدنتان باشيد. وقتي يک نظر را سوال احساسات قويمثبت يا منفي در شما ايجاد مي کند بايد متوجه شويد. فشار، خنده هايعصبي، ميل به فرار، قرمز شدن، همه اينها حرفي به شما مي زند. يکلبخند، خوشحالي، هيجان، اشک، آه کشيدن، همه اينها با شما حرف مي زنند.به محض اينکه احساس قوي در خودتان مشاهده کرديد بايد به همسرتانبگوييد که، "يک کم صبر کن. من يه حسي دارم." اين نشاندهنده ايناست که کمي آرامتر پيش برويد. يعني چيزي دارد تغيير مي کند.به خودتان اجازه کنجکاوي بدهيد و اين حس هاي تازه شما را به يک جايجديد مي رساند.
وقتي شک داريد، بيشتر محبت کنيد. هر جا که مي بينيد گفتگودر حال فروپاشي است، کمي استراحت دهيد و از خودتان بپرسيد،"پشت اين عصبانيت ها، خستگي ها، حالت هاي دفاعي يا تقصيرها،چه آسيب پذيري پنهان شده است؟" بعد به همسرتانبگوييد، "به نظرم داره سخت ميشه. الان چيکار مي تونم بکنمکه از اين وضعيت بيرون بياد؟"
گاهي اوقات يک مکالمه به اين دليل برهم مي خورد که شخص الف دوستدارد بداند شخص ب به چه فکر مي کند يا شخص ب تازمانيکه فرصت بيانافکارش را پيدا نکند نمي تواند به گفتگو ادامه دهد.اگر شخص الف با تصميم موافق باشد، تغيير آن اشکالي ندارد.
تمرين کنيد!
وقتي در انجام اين تمرين با موضوعات خنثي موفق شديد، موضوعات سخت تريرا امتحان کنيد. هرچه بيشتر تمرين کنيد، مهارتتان در آن بيشتر ميشود. خيلي زود ياد مي گيريد که اشتباهتان را بپذريد وپي به فوايد اين تکنيک مي بريد و رابطه تان بسيار بهتر از قبلخواهد شد.
نمونه سوالات و نکات براي شخص ب
اينها چيزهايي است که ميتوانيد از شخص الف سوال کنيد. از آنهابراي شروع استفاده کنيد. اين سوالها به شما کمک مي کند عميق تر واردجريان شويد يا اگر همه چيز در حال فروپاشي بود آن رادرست کنيد. به غير از دو سوال اول، بقيه سوالات را ميتوانيد بدونترتيب خاصي استفاده کنيد. حتي برخي از آنها را ميتوانيد چندينبار در يک جلسه بپرسيد. خودتتان هم مي توانيد سوالاتي به آناضافه کنيد.
- قبل از اينکه شروع کنيم، اجازه بده مطمئن شوم که فهميده ام. ميخواهي درمورد ..... صحبت کني. درست است؟
- چيز مهمي را فراموش نکرده ام؟
- براي اينکه راحت تر درمورد اين موضوع با من حرف بزني چه کار ميتوانم بکنم؟ (مثلاً عجله نکنم، حرفت را قطع نکنم، سعي نکنم تصحيحت کنمو ...)
- دوست داري چطور باشم؟ (درکت کنم؟ کمکت کنم؟ موافقتکنم؟...)
- دوست داري منم احساس خودت را به اين مسئله داشته باشم يا همين کهدرکت کنم برايت کافي است؟
- ---- (ناراحت، عصباني، آشفته ،...) به نظر مي رسي، چه احساسيداري؟
- مي داني چرا اين موضوع به ذهنت رسيده است؟ اتفاقي افتاده ياقرار است بيفتد؟
- آيا به ---- مربوط است؟
- آيا رفتار من باعث شده ناراحت شوي؟
- اگر من ------، کمکي مي کند؟
- اگر يک کودک چهار ساله بودي، چطور اين احساسيت راابراز مي کردي؟
- من اينطوري ------ اين موقعيت را با استعاره توصيف ميکنم. به نظرتدرست است؟ يا تو استعاره بهتري براي آن داري؟ (احساس تو مثل قطاري ميماند که خيلي سريع حرکت مي کند و تو از بيرون پريدن از آن وحشتداري."
- کدام رفتارم را دوست داري تغيير دهم؟
- يادم مي آيد وقتي را که ------ آيا آن موقع هم احساسي مشابه الانداشتي؟
- اگر فلان کار را مي کردم الان وضعيت فرق مي کرد؟
- اگر فلان کار را کي گردم الان چه احساسي درموردرابطه مان داشتي؟
- مطمئن نيستم درست فهميده باشم. مي توني بيشتر درموردش توضيحبدهي؟
- چيز ديگري هم مانده است؟ چيزهاي ديگري که بهاين موضوع مرتبط باشند که براي تو سخت بوده باشد؟
- آيا ترسي پشت اين عصبانيت تو درمورد اين موضوع نيست؟ (ترس هايمتداول: مردن، طرد شدن، از دست دادن کنترل، شکست خوردن، ورشکسته شدن،و ....)
- بدترين يا سخت ترين قسمت اين مسئله براي تو کجاي آن است؟
- تا حالا کاري را که قبلاً برايت مفيد واقع شده بوده را امتحان کردهاي؟
- چه کارهايي را امتحان کرده اي که بي نتيجه مانده است؟
- اگر کاري باشد که الان بتوانم براي کمک به تو انجام دهم، آنچه کاري است؟
- اگر آن کار را انجام دهم، عمل من در نظر تو چطور جلوه ميکند؟ (مثال: اهميت مي دهم، حرفهايت را شنيده ام، دارم سعيم راميکنم..."
- اين امکان هست که بخشي از اين اتفاق به ------ مربوط باشد؟ (اينسوال فقط زماني اثر مي کند که همسرتان احساس کند درکش کرده ايد. درغيراينصورت سوالتان در نظرش نوعي قضاوت خواهد بود)
- دارم سعي مي کنم درک کنم اما احساس مي کنم که خيلي خشن جلو مي روي.مي تواني بدون اينهمه خشونت حرفهايت را بزني؟
نکته براي شخص ب:
اگر همسرتان حرفي زد که نادرست بود يا به شما اتهامي مي زد، اورا تصحيح نکنيد يا از خودتان دفاع نکنيد. اگر اينکار را بکنيد،همسرتان حالت تدافعي به خود مي گيرد و يا بحث را رها مي کند.درعوض مي توانيد بگوييد، "درک مي کنم که وقتي فلان اتفاق افتاد،اين احساس را داشته باشي (ناراحتي، آزرده خاطري، عصبانيت، خستگي،نااميدي و ....)". اگر در اين شرايط از خودتان دفاع نکنيد اينامکان هست که همسرتان دوست داشته باشد بعداً حرفهاي شما را هم بشنود.0
مشاهده پست مشابه :
شمال چت|مهریا چت|گیلان چت|گلستان چت|مازندران چت|گرگان چت babolchat.ir بابل چتchitozchat.ir