برای داشتن ازدواج موفق باورهای نادرست درباره ازدواج را کنار بگذارید
- 4:15
- شنبه 30 خرداد 1394
- نظرات
اگر ما شانس را به عنوان سرنوشت محتوم در نظر بگيريمديگر تلاش، اختيار، كوشش، تفكر و در يك كلام هستيبيمعني
خواهد بود. تفاوت انسانهاي عاقل و توانمند با ديگران در اين استكه آنها خود سرنوشتشان را مينويسند و ميسازند.
بارها شنيدهايم كه براي خوشبختي عشق لازم است ولي كافي نيست، عشق بهما نيرو، استقامت، جرات، پشتكار، اميد، هيجان و انگيزه حركتميدهد تا با آگاهي، عقل و درايت و تلاش رودخانه متلاطمزندگي را به سلامت طي كنيم. بدون آگاهي و تعهد، عشق، تنهاييما را به هيچجا رهنمون نخواهد شد.
در اينجا به برخي از رايجترين باورهاي نادرست درباره عشق و ازدواجاشاره مي کنيم.
1 - هر كسي نيمهگمشده اي دارد (تفكر جادويي)
برخي بر اين باورند كه براي هر فرد فقط يك نفر به عنوان جفت مناسبساخته شده يا بايد منتظر باشد تا تقدير و سرنوشت آن فرشته گمشدهرا در برابر او ظاهر كند، يا اينكه افراد متعددي را امتحان كند تااينكه نيمهاش را پيدا كند. گروه اول براي پيدا كردنهمسر و ايجاد رابطه تلاش نخواهند كرد مگر سطحي و گروه دوماز يك رابطه به رابطهاي ديگر ميروند تا شايد گمشده خود راپيدا كنند.
2 - فقط با همسر كامل و بيعيب و نقص ميتوان در زندگي اشتراكي بهخوشبختي رسيد! (كمالپرستي)
آنهايي که اين تفکر را دارند، دنبال يك فرد كامل و تقريبا بيعيب و نقصهستند و به اين ترتيب بسياري از فرصتهاي طلايي را از دست ميدهند.چون هميشه معايبي براي رد كردن طرف مقابل پيدا خواهند كرد.عدهاي همچون پيوند عاطفي ناامني داشتهاند به ديگراناعتماد نميكنند و ناخودآگاه دنبال مدرك و دليل براي رد طرفمقابلاند. در حالي كه همسر كامل وجود ندارد و اساسا فلسفه ازدواج شروعبا حداقل معيارهاي لازم و اساسي و تلاش براي رسيدن به حداكثرهايايدهآل (رشد و نمو) است. احتمال موفقيت و خوشبختي در ازدواجي بيشترخواهد بود كه تجانس و تشابه بين زوجين بيشتر باشد و اگر يكي خيليبرتر از ديگري باشد دير يا زود رابطه دچار مشكل ميشود.
3 - براي يك ازدواج موفق مهم نيست كه با چه كسي ازدواج ميكنيد،مهم اين است كه چقدر تلاش ميكنيد!
افراد با چنين باور غلطي بدون در نظر گرفتن تضادها، تشابهاتارزشها، اهداف، انتظارات و... وارد يك رابطه و ازدواج نابرابر وسوءاستفادهگرانه ميشوند و دير يا زود هر دو طرف از پادرخواهند آمد. خميرمايه چنين طرز تفكري اين است؛ خودم درستشميكنم! در حالي كه ازدواج مثل بازي پينگپونگ استكه هر دو بايد لذت ببرند.
4 - عشق به تنهايي براي ازدواج كافي است!
اصلا! مخصوصا اگر شهواني باشد. براي انتخاب همسر بايد براساس دل(احساسات و عواطف) عمل كرد. كودك 7 تا 10 ساله فقط براساس حواس،تخيلات و هوشش دنيا را درك و ارزيابي ميكند! از ويژگيهاي اينافراد اين است كه وقتي ميپرسيم چرا عاشق اين فرد شدهايد؟معمولا يا دليلي براي آن ندارند و اگر هم داشته باشند يا بيشتربه صورت نداشتن معايب است (دروغ نميگويد، خشن نيست) يا اينكهمحاسن نسبت داده شده نادرست و غيرمنطقي است (فهيم و با پشتكاراست ولي در سن 28 سالگي هنوز نه تحصيلات دارد نه شغل!) انسانسالم كسي است كه با عقل جاده و مسير و با دل و احساس ، انرژي رفتن درمسير را انتخاب ميكند.
5 - ازدواج و انتخاب همسر به شانس بستگي دارد!
اگر ما شانس را به عنوان سرنوشت محتوم در نظر بگيريمديگر تلاش، اختيار، كوشش، تفكر و در يك كلام هستي بيمعني خواهدبود. تفاوت انسانهاي عاقل و توانمند با ديگران در اين است كهآنها خود سرنوشتشان را مينويسند و ميسازند.
0
مشاهده پست مشابه :
دانلود نرم افزار Send Hit v2-افزایش بازدید واقعی وبلاگ وسایت شما